نگاهی به چند پژوهش علمی در حوزه اوتیسم؛ از مداخله درمانی تا ظرفیت یادگیری

0
1015

پژوهش علمی در حوزه اوتیسم دایره گسترده‌ای دارد و هر روز یکی از ابعاد آن شناخته می‌شود. این بررسی‌ها به موضوعات مختلفی در حوزه اوتیسم از ژنتیک تا چگونگی ارتباط برقرار کردن افراد داخل این طیف می‌پردازند. در ادامه با هم برخی از این پژوهش‌ها را مرور می‌کنیم.

آیا تقلید می‌تواند مداخله درمانی باشد؟

در مطالعه‌ای اثربخشی تقلید بزرگسال بر بهبود توجه اشتراکی کودکان مبتلا به اتیسم بررسی شد. در این پژوهش کودکان به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. هر دو گروه در فاز بازی مداخله‌ای شرکت می‌کردند. طی آن فرد بزرگسال، رفتار کودک را تقلید می‌کرد یا به طور مشروط به آن پاسخ می داد. سپس وارد فاز بازی خودانگیخته می‌شدند. بر اساس نتایج، کودکان گروه تقلید در فاز مداخله زمان بیشتری به بزرگسال نگاه می‌کردند. همچنین  در فاز بازی خودانگیخته نیز مدت زمان بیشتری به بزرگسال نگاه کرده و نگاه او را دنبال می‌کردند. نتایج نشان داد رفتار تقلیدی بزرگسال، توجه اشتراکی کودکان پیش دبستانی مبتلا به اتیسم را تقویت کرد؛ این موضوع  نشان‌دهنده ارزش تقلید به عنوان یک مداخله است.

افراد اوتیسم دیگران را چگونه می‌بینند؟

در مطالعه‌ای به منظور بررسی تفاوت شبکه عصبی دخیل در شناخت اجتماعی در افرادمبتلا به اسکیزوفرنی  پارانویید و افرادطیف اوتیسم،  مشخص شد که طبق فرضیه کم-بیش هدفمندی, افراد طیف اوتیسم با افراد، همانند اشیا رفتار می‌کنند. افراد اسکیزوفرن نیز برخلاف آنها با اشیا، همانند افراد و دارای ذهن برخورد می‌کنند.

در افراد طیف اوتیسم، شبکه مغزاجتماعی که شامل کورتکس پیش پیشانی میانی و  شکنج جانبی فوقانی است، هنگام روبرو شدن با محرک‌های اجتماعی، فعال نمی‌شود؛ در حالی که در افراد اسکیزوفرن این دو منطقه حتی زمان مواجه شدن با اشیا و سایر  محرک‌های  غیراجتماعی فعالیت زیادی دارند.

چه ارتباطی میان ضعف انسجام مرکزی و ظرفیت مرکزی در اوتیسم وجود دارد؟

الجونید و فردریکسون در پژوهشی، ارتباط بین ضعف انسجام مرکزی در افراد مبتلا به اوتیسم و ظرفیت یادگیری را ارزیابی کردند. همانطور که پژوهش ها نشان داده است، افراد مبتلا به اوتیسم، انسجام مرکزی ضعیفی نشان می‌دهند. بر اساس نظریه انسجام مرکزی ضعیف، آن‌ها فرض کردند گرایش کودکان اتیستیک به تمرکز بر اطلاعات جزئی، باعث می‌شود درک ارتباط بین تکالیف مورد استفاده طی آموزش و طی ارزیابی پس از آموزش، برای آن ها دشوار باشد.  فرض پژوهش این بود که رابطه منفی معناداری بین ضعف انسجام مرکزی و ظرفیت یادگیری در کودکان اتیستیک وجود دارد.

یافته‌ها حاکی از ارتباط منفی معنادار بین ضعف انسجام مرکزی و ظرفیت یادگیری در کودکان اتیستیک با هوش غیر کلامی کمتر از متوسط بود. در حالی که این ارتباط در کودکان اتیستیک با هوش بالای متوسط به طور معناداری مثبت بود؛ به عبارت دیگر در کودکان اتیستیک با هوش غیر کلامی زیر متوسط، با افزایش ضعف انسجام مرکزی، ظرفیت یادگیری شناختی کاهش می یافت، اما در کودکان دارای هوش غیر کلامی بالاتر از متوسط، با افزایش ضعف انسجام مرکزی، میزان یادگیری طی آموزش، افزایش پیدا می‌کرد.

مترجمان: صدیقه میرزایی، گلنوش سرور

ترک پاسخ

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید